تاریخچه بهداشت عمومی در ایران و جهان

health-history-iran

در حقیقت تاریخچه بهداشت عمومی نوین در ایران را باید با افتتاح دارالفنون در دوره قاجاریه توسط میرزاتقی خان امیرکبیر آغاز کرد.دکتر تولوزان فرانسوی در سال ۱۲۴۳ شمسی به تهران آمد، او هم طبیب ناصرالدین شاه و هم استاد دارالفنون بود. پس از چندی به دنبال قحطی های مکرر و اپیدمی های وبا به پیشنهاد دکتر تولوزان سازمانی به نام مجلس حفظ الصحه شروع به کارکرد که در حقیقت اوّلین سازمان کشوری در زمینه بهداشت عمومی بود. ریاست عالیه این سازمان با وزیر فوائد عامه و ریاست اجرائی آن با دکتر تولوزان بود. او نه تنها مجلس حفظ الصحه را بنیان گذاشت بلکه سازمان قرنطینه را تاسیس کرد در سال ۱۳۰۰ نام مجلس حفظ الصحه به شورای عالی صحیه تبدیل شد و بعدا اداره صحیه عمومی در وزارت فوائد عامه تاسیس شد و شورای عالی صحیه عملا تعطیل گردیدو بالاخره در سال ۱۳۲۰ وزارت بهداری تاسیس گردیدسازمان های اداری بهداشت عمومی وزارت بهداری در ایران به عنوان یک وزارت مستقل از سال ۱۳۲۱ شروع به کار کرد بذر بهداشت که ۳۹۰۰ سال قبل از میلاد توسط اسقلبیوس و به پیشنهاد دخترش هیژی کاشته شده بود در سال ۱۹۴۶ میلادی عالیترین ثمرات خود را به بار آورد . در این سال اساسنامه سازمان جهانی بهداشت به تصویب رسید ، ولی این اساسنامه در سال ۱۹۴۸ میلادی به مرحله اجرا گذارده شد . کشور ایران یکی از اعضای این سازمان است

برخورداری از خدمات بهداشتی درمانی با هدف ارتقاء، حفظ و تامین سلامت افراد یکی از ارکان مهم پیشرفت هر جامعه ای را تشکیل میدهد در اصول سوم، بیست ونهم و چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ضرورت تامین بهداشت و درمان به عنوان نیازهای اساسی مردم تاکید شده است زیرا سلامت افراد جامعه وسیله ای برای تکامل انسان است.

سلامت مفهوم وسیعی دارد و تعریف آن تحت تاثیر میزان آگاهی و طرز تلقی جوامع با شرایط گوناگون جغرافیائی و فرهنگی قرار می گیرد ، ضمن اینکه سلامتی یک روند پویا است و با گذشت زمان نیز مفهوم آن تغییر خواهد کرد ۰ قدیمی ترین تعریفی که از سلامتی شده است عبارتست از بیمار نبودن .در طب سنتی برای انسان چهار طبع مخالف دموی، بلغمی، صفراوی و سوداوی قائل بودندو اعتقاد داشتند که هر گاه این چهار طبع مخالف در حال تعادل باشند فرد سالم است و زمانی که تعادل میان طبایع چهارگانه مختل شود بیماری عارض می شود.

.به هر حال نهایتا باید گفت مفهوم سلامتی مطلق نبوده و نسبی است و هر فرد در مقایسه خود با شرایط قبلی اش و یا مقایسه خود با دیگران آنرا معنی می کند و در زمانها و مکانهای مختلف ممکن است مفهوم آن متفاوت باشد.  اگر بخواهیم یک تعریف عملی و عینی از سلامتی ارائه دهیم باید بگوئیم سلامتی عبارتست از فقدان بیماری و داشتن تعادل جسمی و روانی.

تعریف سلامت از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت

سلامت عبارتست از برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضوو توانایی داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی . جالب توجه است که حکیم نظامی در کتاب پنج گنج خود، با بهره‌گیری از ایجاز شعر فارسی، تعریف طولانی سازمان جهانی بهداشت را با دو کلمه سلامت = آسودگی (سلامت به اقلیم آسودگیست) بیان نموده است. تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی، یک تعریف ایدآل و عملا دست نیافتنی است زیرا با توجه به این تعریف نمی توان فردی را پیدا کرد که در هر سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی کاملا سالم باشد، ضمن اینکه در عمل هم نمیتوان مرزی بین سلامت و بیماری در نظرگرفت، در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ کس نمیتوانداین قله را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطح سلامتی، طیفی قائل شد.

طیف سلامت و بیماری

سلامتی و بیماری به دنبال یکدیگر قرار دارند و مرز مشخص و قاطعی ندارند . پایین ترین نقطه طیف سلامتی و بیماری مرگ است و بالاترین نقطه آن سلامتی مثبت است. نظریه طیف سلامتی موید آن است که سلامت یک فرد ایستا نیست بلکه پدیده ا ی پویا و فرآیندی دائما در حال تغییر است:

سلامت کامل                ß        سلامت نسبی           ß          بیماری غیر آشکار       ß       بیماری خفیف

بیماری متوسط   ß      بیماری شدید            ß       بیماری کشنده همراه با عوارض        ß     مرگ .

ابعاد سلامتی

با توجه به تعریف سلامتی( تعریف WHO) متوجه می شویم که سلامتی یک مسئله چند بعدی است حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی، روانی و اجتماعی جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند. و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند. چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی (جسمی و روانی و معنوی) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد.در اینجا برای ساده کردن مطلب ابعاد مختلف سلامتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عملا قابل تفکیک از یکدیگر نیستند.

بعد جسمی

معمول ترین بعد سلامتی سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آنرا ارزیابی کرد سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است. از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلولها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است.

نشانه های سلامت جسمی عبارتست از :ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حرکات بدنی هماهنگ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و  افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاترو …

بعد روانی

بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مدنظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی راتشکیل می دهد نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماریهای روانی نظیر اضطراب، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماریهای روانی و جسمی وجود دارد. بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از: سازگاری فرد با خودش و دیگران، قضاوت نسبتا صحیح در برخورد با مسائل، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات.

بعد اجتماعی

این بعد از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم فرد با جامعه، خانواده، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سلامتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه می توان سلامت جامعه را تعیین کرد.

تعیین کننده های سلامتی (Determinants of health)

با توجه به دامنه گسترده تعاریف مربوط به سلامتی تعیین کننده های سلامتی نیز بسیار گسترده و متنوع خواهد بود که در اینجا به مهم ترین آ نها اشاره خواهد شد.

۱٫         عوامل ژنتیکی

بسیاری از بیماریها تحت تاثیر خصوصیات ژنتیکی هستند گرچه در مورد بیماریهائی که ظاهرا جنبه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است خصوصیات ژنتیکی فرد زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم آورد

۲٫         عوامل فردی

•           سن: بیشتر حالات مربوط به سلامت و بیماری به نحوی با سن مرتبط است نوع بیماریها، شدت بیماریها و مرگ و میر ناشی از آن در سنین مختلف متفاوت است بعنوان مثال بیماریهای قابل انتقال در سنین پائین و بیماریهای غیر قابل انتقال و مزمن در سنین بالا شیوع بیشتری دارد .

•           جنس: به طور کلی گزارش بیماری در زنان و مرگ ومیر در مردان بیشتر است. به دلیل تفاوتهای تشریحی، فیزیولوژیک و اجتماعی زن و مرد، نوع و شدت و فراوانی بیماری در دو جنس متفاوت است در مورد فزونی مرگ ومیر جنس مذکر به نظر می رسد که نوع کار و حرفه و فعالیتهای اجتماعی یکی از علل عمده این تفاوت باشد.

•           شغل و طبقه اجتماعی: سلامت افراد جامعه به نحو مؤثری تحت تغییر شغل می باشد زیرا انتخاب حرفه خاص در بسیاری از موارد مستقیما فرد را در معرض عوامل بیماریزای مربوط به آن حرفه و بیماریهای ناشی از آن قرار می دهد ضمن اینکه با تاثیر گذاری بر سطح درآمد به صورت غیر مستقیم بر طبقه اجتماعی، تغذیه، وضع مسکن و سایر فعالیتهای فرد هم مؤثر خواهد بود که همه آنها به نحوی در سلامت نقش دارند.

۳٫         عوامل محیطی

اثر عواملی از محیط نظیر آب، خاک و شرایط جغرافیائی بر سلامت نیز بر کسی پوشیده نیست. عوامل بیولوژیک محیط نظیر موجودات و جانوران محیط زندگی انسان نیز نقش موثری بر سلامت افراد جامعه خواهند داشت. محیط اجتماعی اقتصادی از طریق اثراتی که بر جسم و روان افراد خواهند داشت در سلامت افراد جامعه مؤثرند. شرایط زندگی، امکانات، تسهیلات آموزشی، نحوه ارتباطات، آگاهیها، وضعیت اشتغال، درآمد، امنیت و… همگی به طریقی بر سلامت فرد، اثرگذار هستند.ارتباط نامناسب اجتماعی باعث افزایش عوامل استرس‌زا و نهایتا بیماری می شود.

۴٫         شیوه های زندگی مردم

عادات غذائی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه می تواند در سلامت افراد موثر باشد گرچه برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل می گیرد .

۵٫         وسعت و کیفیت ارائه خدمات بهداشتی درمانی

نحوه ارائه خدمات در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تامین آب آشامیدنی سالم، مراقبت گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت.  توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت خویش یکی از وظایف عمده مسؤولین بهداشتی کشور است.

۶٫         عوامل دیگر

عوامل بسیار دیگری در سلامت افراد جامعه نقش دارند نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسائل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی اجتماعی.

تعریف بیماری

سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) سلامت را تعریف کرده ولی بیماری را تعریف نکرده است ، زیرا بیماری اشکال متعدد ( طیف بیماری ) و از حالت ابتلای بدون نشانه ی بالینی ( Subclinical ) تا تظاهرات سخت بیماری دامنه دارد . بعضی بیماریها بصورت حاد بروز می کنند ( مانند مسمومیتهای غذایی ) و بعضی دیگر به آرامی و پنهانی‌( مانند آرتریت روماتویید و بیماریهای روانی ) . در بعضی بیماریها حالت حامل وجود دارد که طی آن شخص بظاهر سالم است ولی می تواند دیگران را آلوده کند ( مانند بیماری حصبه ) ، گاهی یک عامل بیماریزای بیش از یک نوع بیماری بالینی را به وجود می آورد ( مانند استرپتوکوک ) ، گاهی یک نوع بیماری ممکن است توسط بیش از یک نوع عامل ایجاد شود ( ماند اسهال ) .بعضی از بیماریها دوره ای کوتاه دارند و بعضی دیگر مدتها به درازا می کشند وقتی که نشانه های بالینی و عضوی بیماری بروز کند تعیین نوع بیماری آسان است . نتیجه نهائی یا نقطه پایانی بیماریها هم متغیر است . بهبود ، معلولیت یا مرگ بیمار .نظیر سلامتی در مورد بیماری هم تعاریف متعددی ارائه شده است. در حقیقت بیماری نقطه مقابل سلامتی است و با توجه به تعریف سلامتی بیماری هر گونه انحراف از سلامت کامل جسمی یا روانی است که می تواند به صورت آشکار یا پنهان باشد.

در حقیقت تاریخچه بهداشت عمومی نوین در ایران را باید با افتتاح دارالفنون در دوره قاجاریه توسط میرزاتقی خان امیرکبیر آغاز کرد.دکتر تولوزان فرانسوی در سال ۱۲۴۳ شمسی به تهران آمد، او هم طبیب ناصرالدین شاه و هم استاد دارالفنون بود. پس از چندی به دنبال قحطی های مکرر و اپیدمی های وبا به پیشنهاد دکتر تولوزان سازمانی به نام مجلس حفظ الصحه شروع به کارکرد که در حقیقت اوّلین سازمان کشوری در زمینه بهداشت عمومی بود. ریاست عالیه این سازمان با وزیر فوائد عامه و ریاست اجرائی آن با دکتر تولوزان بود. او نه تنها مجلس حفظ الصحه را بنیان گذاشت بلکه سازمان قرنطینه را تاسیس کرد در سال ۱۳۰۰ نام مجلس حفظ الصحه به شورای عالی صحیه تبدیل شد و بعدا اداره صحیه عمومی در وزارت فوائد عامه تاسیس شد و شورای عالی صحیه عملا تعطیل گردیدو بالاخره در سال ۱۳۲۰ وزارت بهداری تاسیس گردیدسازمان های اداری بهداشت عمومی وزارت بهداری در ایران به عنوان یک وزارت مستقل از سال ۱۳۲۱ شروع به کار کرد بذر بهداشت که ۳۹۰۰ سال قبل از میلاد توسط اسقلبیوس و به پیشنهاد دخترش هیژی کاشته شده بود در سال ۱۹۴۶ میلادی عالیترین ثمرات خود را به بار آورد . در این سال اساسنامه سازمان جهانی بهداشت به تصویب رسید ، ولی این اساسنامه در سال ۱۹۴۸ میلادی به مرحله اجرا گذارده شد . کشور ایران یکی از اعضای این سازمان است

برخورداری از خدمات بهداشتی درمانی با هدف ارتقاء، حفظ و تامین سلامت افراد یکی از ارکان مهم پیشرفت هر جامعه ای را تشکیل میدهد در اصول سوم، بیست ونهم و چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ضرورت تامین بهداشت و درمان به عنوان نیازهای اساسی مردم تاکید شده است زیرا سلامت افراد جامعه وسیله ای برای تکامل انسان است.

سلامت مفهوم وسیعی دارد و تعریف آن تحت تاثیر میزان آگاهی و طرز تلقی جوامع با شرایط گوناگون جغرافیائی و فرهنگی قرار می گیرد ، ضمن اینکه سلامتی یک روند پویا است و با گذشت زمان نیز مفهوم آن تغییر خواهد کرد ۰ قدیمی ترین تعریفی که از سلامتی شده است عبارتست از بیمار نبودن .در طب سنتی برای انسان چهار طبع مخالف دموی، بلغمی، صفراوی و سوداوی قائل بودندو اعتقاد داشتند که هر گاه این چهار طبع مخالف در حال تعادل باشند فرد سالم است و زمانی که تعادل میان طبایع چهارگانه مختل شود بیماری عارض می شود.

.به هر حال نهایتا باید گفت مفهوم سلامتی مطلق نبوده و نسبی است و هر فرد در مقایسه خود با شرایط قبلی اش و یا مقایسه خود با دیگران آنرا معنی می کند و در زمانها و مکانهای مختلف ممکن است مفهوم آن متفاوت باشد.  اگر بخواهیم یک تعریف عملی و عینی از سلامتی ارائه دهیم باید بگوئیم سلامتی عبارتست از فقدان بیماری و داشتن تعادل جسمی و روانی.

تعریف سلامت از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت

سلامت عبارتست از برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضوو توانایی داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی . جالب توجه است که حکیم نظامی در کتاب پنج گنج خود، با بهره‌گیری از ایجاز شعر فارسی، تعریف طولانی سازمان جهانی بهداشت را با دو کلمه سلامت = آسودگی (سلامت به اقلیم آسودگیست) بیان نموده است. تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی، یک تعریف ایدآل و عملا دست نیافتنی است زیرا با توجه به این تعریف نمی توان فردی را پیدا کرد که در هر سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی کاملا سالم باشد، ضمن اینکه در عمل هم نمیتوان مرزی بین سلامت و بیماری در نظرگرفت، در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ کس نمیتوانداین قله را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطح سلامتی، طیفی قائل شد.

طیف سلامت و بیماری

سلامتی و بیماری به دنبال یکدیگر قرار دارند و مرز مشخص و قاطعی ندارند . پایین ترین نقطه طیف سلامتی و بیماری مرگ است و بالاترین نقطه آن سلامتی مثبت است. نظریه طیف سلامتی موید آن است که سلامت یک فرد ایستا نیست بلکه پدیده ا ی پویا و فرآیندی دائما در حال تغییر است:

سلامت کامل                ß        سلامت نسبی           ß          بیماری غیر آشکار       ß       بیماری خفیف

بیماری متوسط   ß      بیماری شدید            ß       بیماری کشنده همراه با عوارض        ß     مرگ .

ابعاد سلامتی

با توجه به تعریف سلامتی( تعریف WHO) متوجه می شویم که سلامتی یک مسئله چند بعدی است حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی، روانی و اجتماعی جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند. و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند. چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی (جسمی و روانی و معنوی) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد.در اینجا برای ساده کردن مطلب ابعاد مختلف سلامتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عملا قابل تفکیک از یکدیگر نیستند.

بعد جسمی

معمول ترین بعد سلامتی سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آنرا ارزیابی کرد سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است. از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلولها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است.

نشانه های سلامت جسمی عبارتست از :ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حرکات بدنی هماهنگ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و  افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاترو …

بعد روانی

بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مدنظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی راتشکیل می دهد نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماریهای روانی نظیر اضطراب، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماریهای روانی و جسمی وجود دارد. بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از: سازگاری فرد با خودش و دیگران، قضاوت نسبتا صحیح در برخورد با مسائل، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات.

بعد اجتماعی

این بعد از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم فرد با جامعه، خانواده، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سلامتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه می توان سلامت جامعه را تعیین کرد.

تعیین کننده های سلامتی (Determinants of health)

با توجه به دامنه گسترده تعاریف مربوط به سلامتی تعیین کننده های سلامتی نیز بسیار گسترده و متنوع خواهد بود که در اینجا به مهم ترین آ نها اشاره خواهد شد.

۱٫         عوامل ژنتیکی

بسیاری از بیماریها تحت تاثیر خصوصیات ژنتیکی هستند گرچه در مورد بیماریهائی که ظاهرا جنبه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است خصوصیات ژنتیکی فرد زمینه مساعد کننده ای برای بیماری فراهم آورد

۲٫         عوامل فردی

•           سن: بیشتر حالات مربوط به سلامت و بیماری به نحوی با سن مرتبط است نوع بیماریها، شدت بیماریها و مرگ و میر ناشی از آن در سنین مختلف متفاوت است بعنوان مثال بیماریهای قابل انتقال در سنین پائین و بیماریهای غیر قابل انتقال و مزمن در سنین بالا شیوع بیشتری دارد .

•           جنس: به طور کلی گزارش بیماری در زنان و مرگ ومیر در مردان بیشتر است. به دلیل تفاوتهای تشریحی، فیزیولوژیک و اجتماعی زن و مرد، نوع و شدت و فراوانی بیماری در دو جنس متفاوت است در مورد فزونی مرگ ومیر جنس مذکر به نظر می رسد که نوع کار و حرفه و فعالیتهای اجتماعی یکی از علل عمده این تفاوت باشد.

•           شغل و طبقه اجتماعی: سلامت افراد جامعه به نحو مؤثری تحت تغییر شغل می باشد زیرا انتخاب حرفه خاص در بسیاری از موارد مستقیما فرد را در معرض عوامل بیماریزای مربوط به آن حرفه و بیماریهای ناشی از آن قرار می دهد ضمن اینکه با تاثیر گذاری بر سطح درآمد به صورت غیر مستقیم بر طبقه اجتماعی، تغذیه، وضع مسکن و سایر فعالیتهای فرد هم مؤثر خواهد بود که همه آنها به نحوی در سلامت نقش دارند.

۳٫         عوامل محیطی

اثر عواملی از محیط نظیر آب، خاک و شرایط جغرافیائی بر سلامت نیز بر کسی پوشیده نیست. عوامل بیولوژیک محیط نظیر موجودات و جانوران محیط زندگی انسان نیز نقش موثری بر سلامت افراد جامعه خواهند داشت. محیط اجتماعی اقتصادی از طریق اثراتی که بر جسم و روان افراد خواهند داشت در سلامت افراد جامعه مؤثرند. شرایط زندگی، امکانات، تسهیلات آموزشی، نحوه ارتباطات، آگاهیها، وضعیت اشتغال، درآمد، امنیت و… همگی به طریقی بر سلامت فرد، اثرگذار هستند.ارتباط نامناسب اجتماعی باعث افزایش عوامل استرس‌زا و نهایتا بیماری می شود.

۴٫         شیوه های زندگی مردم

عادات غذائی، تحرک و عدم تحرک، نوع تفریحات و سرگرمی ها، نحوه ارتباط با سایر افراد جامعه می تواند در سلامت افراد موثر باشد گرچه برخی از شیوه های زندگی در ارتباط با محیط زندگی انسان شکل می گیرد .

۵٫         وسعت و کیفیت ارائه خدمات بهداشتی درمانی

نحوه ارائه خدمات در سلامت افراد جامعه نقش اساسی دارد. اقدامات پیشگیری از طریق افزایش پوشش واکسیناسیون، بهسازی محیط، تامین آب آشامیدنی سالم، مراقبت گروه های آسیب پذیر جامعه مثل مادران و کودکان و نظایر آن و نیز توزیع عادلانه خدمات نقش عمده ای در سلامت کلی جامعه خواهد داشت.  توانمند ساختن مردم برای ارتقای سلامت خویش یکی از وظایف عمده مسؤولین بهداشتی کشور است.

۶٫         عوامل دیگر

عوامل بسیار دیگری در سلامت افراد جامعه نقش دارند نظیر سطح سواد، وضعیت کشاورزی و تغذیه، سیستم ارتباطات و وسائل ارتباط جمعی، وضعیت جاده ها و شرایط اقتصادی اجتماعی.

تعریف بیماری

سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) سلامت را تعریف کرده ولی بیماری را تعریف نکرده است ، زیرا بیماری اشکال متعدد ( طیف بیماری ) و از حالت ابتلای بدون نشانه ی بالینی ( Subclinical ) تا تظاهرات سخت بیماری دامنه دارد . بعضی بیماریها بصورت حاد بروز می کنند ( مانند مسمومیتهای غذایی ) و بعضی دیگر به آرامی و پنهانی‌( مانند آرتریت روماتویید و بیماریهای روانی ) . در بعضی بیماریها حالت حامل وجود دارد که طی آن شخص بظاهر سالم است ولی می تواند دیگران را آلوده کند ( مانند بیماری حصبه ) ، گاهی یک عامل بیماریزای بیش از یک نوع بیماری بالینی را به وجود می آورد ( مانند استرپتوکوک ) ، گاهی یک نوع بیماری ممکن است توسط بیش از یک نوع عامل ایجاد شود ( ماند اسهال ) .بعضی از بیماریها دوره ای کوتاه دارند و بعضی دیگر مدتها به درازا می کشند وقتی که نشانه های بالینی و عضوی بیماری بروز کند تعیین نوع بیماری آسان است . نتیجه نهائی یا نقطه پایانی بیماریها هم متغیر است . بهبود ، معلولیت یا مرگ بیمار .نظیر سلامتی در مورد بیماری هم تعاریف متعددی ارائه شده است. در حقیقت بیماری نقطه مقابل سلامتی است و با توجه به تعریف سلامتی بیماری هر گونه انحراف از سلامت کامل جسمی یا روانی است که می تواند به صورت آشکار یا پنهان باشد

 




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *